تبليغاتX
۩ عشق ابدی سعیده تک ستاره ۩




۩ عشق ابدی سعیده تک ستاره ۩

سعیده تک ستاره
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:

این پست مختص به آدامسه که میاد نظر خصوصی میده. (تو رو خدا ببینید با چه اسم هایی میان به وبم نظر میدن اگه همینجوری ادامه پیدا کنه دو روز دیگه یکی با نام شوکول هم میاد نظر میده)

میخواستم بگم اگه مردی یه آدرسی چیزی بذار که بتونم جوابتو بدم.

 


نويسنده: سعیده مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 14:56
|+|

ولادت امام علی اسوه مقاومت و پدر یتیمان و روز پدر را به پدران گرامی مخصوصا پدر خودم تبریک عرض میکنم

اسوه تقوی علی و مظهر ایمان علی

عزت آل پیمبر، عاشق جانان علی

منشأ جود و سخاوت، موج دریای وفا

لعل رخشان ولایت، گوهر تابان علی

منبع مهر و محبت، صاحب لطف و کرم

افتخار شیعیان و آیت الرحمان علی

<br/><a href="http://i36.tinypic.com/2qj9mr9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


نويسنده: سعیده مورخ: دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 در ساعت: 21:37
|+|

 

 

سلام دوستان

 

بالاخره من هم به دانشگاه راه پیدا کردم

 

یکی از دوستان محترم نظر خصوصی داده که من هم دروغ تو را باور کردم و بهت تبریک میگم من نمیدونم کجای حرف من دروغه؟ من نگفتم که در کنکور قبول شدم گفتم به دانشگاه راه پیدا کردم یعنی به دانشگاه علمی کاربردی که بر اساس معدل بود رفتم دیروز نتیجه اش اومد قبول شده بودم. 

<br/><a href="http://i27.tinypic.com/jsyukw.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                <br/><a href="http://i27.tinypic.com/jsyukw.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                    <br/><a href="http://i27.tinypic.com/jsyukw.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                 <br/><a href="http://i27.tinypic.com/jsyukw.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 


نويسنده: سعیده مورخ: چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 در ساعت: 8:43
|+|

وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم

تولد حضرت زهرا و روز مادر مبارک باد

 


نويسنده: سعیده مورخ: دوشنبه سوم تیر 1387 در ساعت: 20:51
|+|

تفاوت نیمرو درست کردن دخترها و پسرها  

 

دخترها

1- توی ماهیتابه روغن میریزند

2- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن می کنند.

3- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن

4- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان می کنن.  

 

پسرها

1- توی کابینت های بالایی آشپزخانه دنبال ماهیتابه میگردن

2- توی کابینت های پایینی دنبال ماهیتابه میگردن تا بالاخره پیداش میکنن

3- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن

4- توی ماهیتابه روغن میریزن

5- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

6- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن

7- چند تا فحش میدن   

8- دنبال کبریت میگردن

9- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخانه رو برمیداره

10- ماهیتابه رو میشورن (چون روغنش بوی ترشی میداد)

11- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن

12- تخم مرغی که از روی کابینت سرخورده و کف آشپزخانه پهن شده رو با دستمال پاک می کنن

13- چندتا فحش میدن و لباس میپوشن  

14- میرن سراغ بقالی سرکوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن

15- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن   

16- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن

17- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن

18- دنبال نمکدون میگردن

19- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چندتا فحش میدن

20- دنبال کیسه نمک میگردن و بالاخره پیداش میکنن

21- نمکدون رو پر از نمک میکنن

22- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون

23- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشون  

24- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخانه

25- چندتا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن

26- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن

28- صدای گـــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون  

29- سریع برمیگردن توی آشپزخانه

30- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن

31- ماهیتابه رو میندازن توی سینک

32- دنبال ظرفهای مسی میگردن

33- قابلمه مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

34- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن  

35- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از جلوی تلویزیون برمیدارن

36- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن

37- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخانه

38- روی باقیمانده تخم مرغی که کف آشپزخانه پهن شده بود لیز میخورن  

39- چندتا فحش میدن و بلند میشن

40- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن

41- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن

42- چندتا فحش میدن و انگاشتاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن

43- با یه پارچه قابلمه رو بر میدارن

44- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن

45- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چندتا فحش میدن

 

بالاخره بعد از این همه خرابکاری نیمروشون درست شد. این هم به افتخارشون

 

<br/><a href="http://i26.tinypic.com/2qn1pfm.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


نويسنده: سعیده مورخ: پنجشنبه سی ام خرداد 1387 در ساعت: 23:38
|+|

 

شعری از مریم حیدرزاده

 

به خاطر تو

 
 
 


نويسنده: سعیده مورخ: سه شنبه هفتم خرداد 1387 در ساعت: 23:52
|+|
 

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

 

مردی پاک روزی با خداوند مکالمه ای داشت:خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"

خداوند آن مرد را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!

  

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..

مرد  با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی!

 

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!

افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد گفت: نمی فهمم!

 

خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا

بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!



نويسنده: سعیده مورخ: پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 10:18
|+|

 

      SMS FARSI    bahar20.blogfa.ir                                                                        SMS FARSI    bahar20.blogfa.ir

من این پست رو به خاطر اینکه کنکورم نزدیکه نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد در ضمن نظر فراموش نشه

چند نکته برای داوطلبین کنکور (طنز)

داوطلبان عزیز ساعت شروع امتحان ۷ و ۳۰ دقیقه صبح است و یک ساعت قبل از شروع امتحان درب جلسه امتحان بسته می شود و شما باید یک ساعت قبل از بسته شدن درها در حوزه امتحانی حضور داشته باشید و همچنین باید یکی دوساعت قبل از آن که در محل جلسه حضور داشته باشید از خانه بیرون بیایید تا اگر در ترافیک ماندید و یا حادثه ای برایتان پیش آمد دیر به جسله امتحان نرسید پیشنهاد می شود دو ساعت قبل از خارج شدن از منزل بیدار شوید، نیم ساعت ورزش کنید دوش بگیرید و صبحانه بخورید با یک حساب سرانگشتی پیشنهاد می شود برای به موقع رسیدن سر جلسه امتحان ساعت ۱ و نیم شب ( وشاید هم صبح) از خواب بیدار شوید.

 شدیداً دادن ناهار در حین آزمون را تکذیب می کنم شما صرفاً به خوردن یک کیک یا ساندیس دعوت هستید. (تذکر ضروری: ساندیس هم از این صدتومنی هاست یه وقت دبه نکنید که ما فکر کنیم از اون بزرگهاست)

 درست است که میگویند با لباس راحتی سر جلسه امتحان حاضر شوید اما جنبه هم خوب چیزیه آخه با پیژامه؟ اِ اِ اون یکی رو نگاه... اوه.. اوه... آقا فیلم نگیر شطرنجی کنید.

 از آوردن گوشی همراه، دستگاه پلی استیشن، حیوان خانگی، رایانه شخصی، گیتار، دستگاه آبمیوه گیری، کمربند لاغری، تشک و بالشت، لوازم آرایش، خوشبوکننده هوا، حشره کش، وان حمام و... به داخل جلسه شدیداً خودداری کنید.

از کشیدن سیگار، اکس ترکاندن، انجام حرکات موزون و حتی غیرموزون در حین برگزاری امتحان خودداری کنید (تبصره: کشیدن خمیازه، چرت زدن، خوابیدن، چشمک زدن، تیک های عصبی، چرخاندن گردن تا ۹۰ درجه به چپ و راست اشکالی ندارد)

 استرس زیادی نداشته باشید با عدم ورود به دانشگاه اتفاق خاصی برای شما نمی افتد فقط آقا پسرها زودتر به سربازی می روند و در نتیجه زودتر به سر کار رفته و ازدواج می کنند و دخترخانمها هم از انجا که دیگر بهانه ای با عنوان « میخواهم ادامه تحصیل بدهم» ندارند پس زودتر به خانه بخت می روند مگه بده؟

نتیجه گیری پایانی: علم بهتر است یا ثروت؟ خوب معلومه مدرک... مدرک 

در ضمن از همه عزیزان برای قبولی در کنکورم التماس دعا دارم

 

 

 


نويسنده: سعیده مورخ: جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 11:6
|+|

 

 13

 

 

 

 

 

 

آدرس وبــــــــــــــلاگ دیــــــــــــگر مــــــــــــن

 

 

http://saeedehtaksetareh.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

ضد حال های اینترنتی

 

 

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

8-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!

 

برگرفته از سایت http://www.dostan.org

 

 

                                                                                 

 

 

چه سخته تو چشای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید و به جاش یه

زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای این که لبریز کینه

و نفرت بشی حس کنی که هنوز هم دوسش داری یا چقدر سخته،دلت

می خواد سرت را باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش

تمام وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف

بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات را خیس کنه

اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم دوسش داری.

چقدر سخته گل آرزوهات را تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت

بشکنی و اون وقت آروم زیر لبت بگی،

 گـــــل مــــن باغـــچه نـــو مبــــــارک

 

 

 


نويسنده: سعیده مورخ: شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 در ساعت: 7:5
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

Image and video hosting by TinyPic